ورود و ثبت نام

حقیقت انسان چیست؟

شناخت ابعاد وجود انسان مقوله ای است که از قدیم الایام مورد توجه بزرگان حوزه های دین، فلسفه، عرفان و اخلاق  بوده و آنها را به چالش کشیده است. انسان گستره وسیعی از پایین ترین مراتب تا قویترین شخصیت ها را در برمیگیرد که طی یک سیر و با تکامل هویت او شکل میگیرد و […]
خودشناسی تا خداشناسی - حقیقت انسان چیست؟

شناخت ابعاد وجود انسان مقوله ای است که از قدیم الایام مورد توجه بزرگان حوزه های دین، فلسفه، عرفان و اخلاق  بوده و آنها را به چالش کشیده است.

انسان گستره وسیعی از پایین ترین مراتب تا قویترین شخصیت ها را در برمیگیرد که طی یک سیر و با تکامل هویت او شکل میگیرد و گاهی این سیر نزولی میشود و دچار تنزل و خسران میگردد.

کلیدی ترین بُعد انسان “روح” اوست که در تمام تعاملات این نظام و هستی تاثیرگذاراست و چیزی که به انسان ارزش میدهد این بُعد است.

هر چه شناخت، نسبت حقیقت روح (انسان شناسی) عمیق تر باشد برای پرورش ذهنی، روانی و اخلاقی و استعدادی مسیر روشن تر میشود.

انسان شناسی در همه ادیان الهی و در رأس آنها  دین مبین اسلام دارای جایگاه والا و ممتازی میباشد که در قدم اول خودشناسی مقوله اصلی است و در تمام کتب آسمانی خدا به بندگانش خطاب میکند که : “ای انسان! خود را بشناس”

در کلام بزرگان اسلام این مرحله گام بزرگی در جهت خداشناسی مطرح شده است (جهل به خود، نتیجه ای جز جهل به حق ندارد)

شناخت نفس(خود) که دربرگیرنده روح و حقیقت انسان است، مادر همه معرفت ها معرفی شده و این دانش شریف ترین دانشها شمرده شده است.

ملاصدرا حقیقت انسان را نسخه ای مختصر از کل عالم هستی میداند که همه ی آیات خدا و معانی کتب آسمانی در او وجود دارد (هویت انسان نمونه هویت الهی است) و همه صور الهی در وجود انسان کامل (معصومین علیهم السلام) جلوه نموده که صاحب مقام خلیفه الهی گردیده اند. همانگونه که همه اسماء الهی در نام “الله” خلاصه شده، انسان هم همه آیات خدا را در خود جمع دارد که این جامعیت نشان دهنده جانشینی او در زمین بجای خداوند میباشد.

جسم انسان هم قسمتی از وجود او و سرآغاز آفرینش مادی اوست؛ بهمین علت انسان دارای نیازهای حیوانی و گیاهی نیز میباشد و میتوان انسان شناسی را از دو منظر طبیعی و فراطبیعی مورد توجه قرارداد. انسان مجموعه ای از ضعف و قوت ها، خوبی و بدیها است؛ به همین خاطر دائما بین کشش خودِ دانی(نیازهای طبیعی) و خودِ عالی( نیازهای فطری) در نوسان است و هرلحظه از پستی به شرافت و از قوت به ضعف کشیده میشود.

 

روح انسان بالقوه دارای صفات جامع کمالات الهی و کرامات ذاتی میباشد ولی به ظهور رساندن و فعلیت این صفتها به دست خود اوست و تلاش و همت خودش منجر به دست یابی به این کرامات میشود. هرچه انسان از جسم و گرفتاریهای مادی دور شود به مقصد عالی نزدیکتر میشود و بالعکس هرچه بیشتر به خودِطبیعی بپردازد از اصل وجودی خود دورتر میشود.

انسان شناسی - حقیقت انسان چیست؟

حال به ارتباط شناخت انسان با موضوع تربیت  میپردازیم :

هرچه اهداف، اصول و روشهای شناخت روشن تر باشد جهت گیری تربیت دقیق ترمیشود چون اصول مرتبط با تربیت مطابق با میل و خواست انسان شکل میگیرد و متناسب با شرایط زمان و مکان متغیر است. اخلاق عامیانه نمیتواند معیار ارائه دهد و فقط در حد آداب و رسوم باقی می ماند و تربیتی مطابق با آن، مهم ترین رکن زندگی را مغفول میگذارد و بیشتر به خصائص حیوانی و طبیعی پرداخته میشود … پس معیار “اخلاق” است .

انسان شناسی طبیعی در این زمانه که ذهن بشر از نظریه های مادی اشباع شده میتواند بعنوان یک اکسیر نایاب، جانهای تشنه را سیراب کند که بشر همه هویتش را از ارتباط با خدا میگیرد و به خودی خود هیچ است.

بر این پایه انسان اصولی ثابت خواهد داشت که تغییر ناپذیرند و دم به دم در مسیر کمال جهت دار میشود وپایه های تربیتی بر اساس این جهان بینی آدمی را یک موجود ارزشمند و با کرامت نفس و شرافت و با توانمندیهای فراوان میداند.

کسی که این دیدگاه را بدست آورد گوهر وجود خود را به بهایی ناچیز نمیفروشد و سود ومنفعت دیگران را بر کرامت انسانی ترجیح نمیدهد. در این نگاه معنویت، قسمتی از هویت انسان است و ارتباط با خدا و باورهای مذهبی از یاد و نام خدا نشأت میگیرد که این وظیفه سنگینی روی دوش مربیان و دست اندرکاران امور تربیتی میگذارد که از پرورش بُعد وهوش معنوی که مسئله ای سرنوشت ساز است غافل نشوند.

درست است که انسان خودش سرنوشتش را رقم میزند اما سرمایه گذاری در دوران آغازین زندگی بسیار حیاتی است و پایه ی مراحل بعدی است که بهترین فرصت برای شخصیت سازی انسان است.

پس اصل و حقیقت آدمی “روح”  میباشد که عقل از قوای آن بشمار میرود؛ این بُعد انسان، منشاء همه رفتارهای اوست.

خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت

حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت

به حقیقت آدمی باش وگر نه مرغ باشد

که همین سخن بگوید به زبان آدمیت



نظرات

    پاسخی بگذارید