ورود و ثبت نام

اولویت نیازها در سبک زندگی اسلامی

بین ارزش های گوناگون کدامیک شکل دهنده انسان کامل است؟ همه افراد بشر به رغم همه اختلاف نظرها و گرایشات درمسئله کمال و خوشبختی دنبال مراتب بالاتر هستند اما بحث اصلی این است که کمال حقیقی در چیست؟ کمال گرا بودن صفتی اصیل و فطری است وخدا این خصیصه را در وجود بشر ودیعه نهاده […]
shahid motahari12 0 - اولویت نیازها در سبک زندگی اسلامی

بین ارزش های گوناگون کدامیک شکل دهنده انسان کامل است؟

همه افراد بشر به رغم همه اختلاف نظرها و گرایشات درمسئله کمال و خوشبختی دنبال مراتب بالاتر هستند اما بحث اصلی این است که کمال حقیقی در چیست؟

کمال گرا بودن صفتی اصیل و فطری است وخدا این خصیصه را در وجود بشر ودیعه نهاده است که در هیچ سطح از خواسته ها متوقف نشود تا زمانی که به مطلوب نهایی یعنی قرب الهی که نهایت سعادت اوست نرسیده آرام نگیرد؛ اما بعضی در دام تنوع طلبی گرفتار میشوند و مطلوب را در نیازهای سطح پایین میجویند و دائم جستجوها و انتخاب های بیهوده دارند اما به آرامش نمیرسند.

سعادت انسان موضوعی است که از قبل از میلاد مسیح (ع) و در اندیشه های سقراط و افلاطون و… نیز به آن برمیخوریم اما در اندیشه عموم متفکران ابعاد افراطی و تفریطی وجود داشته که یا سعادت را در بهره حداکثری از مواهب دنیایی یا دست کشیدن کامل از نعمات دنیا و زندگی زاهدانه میدانسته اند.

فرق “کمال” با “تمام” در این است که اگر چیزی یا کسی از نظر اعضاء کامل باشد به آن تام میگوییم؛ اما کامل بودن را با اهداف و رتبه و غایت میسنجیم و گویی کمال در جهت عمودی و تمام در جهت افقی است. کمال حقیقی در فعلیّت یافتن استعدادها و قوّه‏ها است وانبیاء با فراهم آوردن زمینه های فردی و اجتماعی برای بشر مسیر شکوفایی این استعداد ها را هموار کرده اند.

“عقلیون” جوهر انسان را “عقل” میدانند و راه تفکر و اندیشه را راه کمال تصور میکنند اما باید قبول کرد که عقل با اینکه یکی از اساسی ترین ابزارهای معرفت بعنوان یک بال است اما انسان منحصر به عقل نیست (عقل رکن ایمان است، اما تمام ایمان نیست)

“عارفان و صوفیان” نیز من حقیقی بشر را “دل” میدانند و آن را مرکز خواست در انسان میدانند؛ عشق را قویترین احساس میدانند و عقل و فکر را فقط یک ابزار میدانند که باید گفت با اینکه در این اندیشه نکات و مطالب نابی در نظر گرفته شده ولی انسان کامل که در عرفان یاد میشود هم با انسان کامل اسلام مطابقت ندارد.

در فرهنگ دینی ما، استدلال وعرفان، فکر و عشق با هم تضاد ندارند؛ بلکه مکمّل‏ همدیگرند؛ چنانکه خدا محوری و عشق داشتن، به معنای ‏بریدن و قطع رابطه با مردم و جهان بیرون نیست.

قرآن سعادت را بهره لازم ودرست و حلال از لذائذ دنیا و توشه برداری برای آخرت میداند و دین، زندگی متوسط و حد کفاف را توصیه میکند.

در دیدگاه اسلام اولویت بندی نیازهای انسان حقیقی به صورت ۱- تربیت مغز ۲- قلب ۳- نیازهای عاطفی ۴- شکم و مسائل جنسی میباشد و تفکر در بالاترین درجه نیازها  قرار دارد.

جامعه اسلامی موظف است زمینه رفع نیازهای عارضی را فراهم آورد تا این نیازها که در دسته بندی جزو آخرین دسته و اهداف سطح پایین هستند (در اصل رفع اینها جهت نیرومندی انسان برای رفع نیازیهای بالاتر است) جای نیازهای اصلی را نگیرند.

آیا هدف اصلی پیامبران برپایی عدل و قسط (توحید اجتماعی) و پس از آن شناختن خدا و پرستش او (توحید نظری و عملی) بوده و یا بالعکس؟  اول شناخت و پرستش خدا که عامل محرک روح انسانها باشد و سپس برچایی عدالت اجتماعی؟

درست است که همهء اهداف در برنامه اصلی انبیاء گنجانده شده است، اما فراموش نکنیم که هدف اصلی فقط و فقط قرب الهی بوده است. با بررسی تمام جنبه های آیات قرآن این جواب قطعی میباشد که “دعوت به سوی خدا” اصلی ترین هدف رسالت انبیاء بوده است.

علاقه به صفات راستی، درستی، احسان، عدالت، روحیه خیرخواهی و بزرگواری، بصورت ناخودآگاه مرتبه ای از خداشناسی پرستش است و به همین دلیل در معارف اسلامی گفته میشود که کسانی که از این خصائص برخوردار باشند اگر وارد نشدنشان به وادی دین از روی عناد نباشد، مأجورند و اعمالشان در جهان دیگر بی اثر نیست و بدون خودآگاهی به درجه ای از خداپرستی رسیده اند.

فطرت بشر “خداجویانه” است، از این رو سعادتش، کمالش، نجاتش، خیر و صلاح‏ و فلاحش در پیمودن مسیر قرب اوست؛ ولی با توجه به‏ اینکه انسان بالطبع اجتماعی است و اگر از جامعه جدا شود دیگر انسان نیست، و اگر بر جامعه نظامات متعادل اجتماعی حکمفرما نباشد حرکت خداجویانه انسان امکان پذیر نیست.

پس قدم اول پیامبران زنده کردن یا برپایی ارزشهای والای اجتماعی و شخصی بود که مقدمه توحید باشند اما نه خود فلاح و رستگاری…

زمانی که انسان به حق و پرستش رسید وجود شاخصه های جامعه عادل نه تنها بلا استفاده نخواهد بود بلکه حفظ این خصوصیات نوعی خداگونه بودن است که معنای اصلی قرب الهی است و باحفظ مقدمه میتوان مراتب بالاتر را حفظ نمود.

« برگرفته از اندیشه استاد شهید مرتضی مطهری »



نظرات

    پاسخی بگذارید